مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

960

طب اكبرى ( فارسى )

شافه استعمال نمايند و آنچه در استسقاء طبلى و قولنج ريحى گفته شد به كار برند . و غذا ، نخوداب با توابل گرم آميخته و مطنجنه از گوشت مرغ يا كبوتر سازند . و اين سفوف سودمند است : صفته : تخم كرفس ، ده درم ؛ زيرهء در سركه تر كرده ، نه درم ؛ نانخواه ، زنجبيل و انيسون ، هريك چهار درم ، كوفته و بيخته [ با ] هم چندان [ آن ] قند آميزند و از دو درم تا سه درم ميل نمايند . نوع چهارم : آنكه سبب رجا جماعى باشد كه در وى مشتمل شود رحم بر آب زن فقط . و ظاهر است كه چون رحم بر آب زن مشتمل شود و از غذا بهره رساند و حال آنكه ماده از قوّت ذكوريّت خالى باشد ، متخلق مىشود در وى صورتى ناقص . و علامت وى آن است كه آنچه مخصوص به انواع ثلثه است نباشد . علاج : هرچه براى اخراج مشيمه و جنين گفته شد استعمال نمايند . دوائى كه اسقاط چنين كند و رجا و حيض براند و دشوارى زائيدن آسان نمايد : مرّ ، قنه و جاوشير ، از هر يك مساوى [ اخذ كنند ] ، شربت [ آن ] ، دو درم به آب كرفس يا آب باديان . ديگر : تخم كرنب يا شكوفهء آن [ به ] مقدار دو درم فرزجه سازد [ كه ] آنچه در رحم است برون افتد . ديگر : شب يمانى بر سفال نهاده بر آتش گذارند تا به جوش آيد پس زرنباد كه به هندى نركچور گويند باريك ساخته در شبّ كه هنوز در تلاطم و جوش باشد بپاشند و به هم آميزند و از آتش فرود آرند و [ به ] مقدار طول خنصر و در حجم باريك‌تر از آن شياف سازند و بفرمايند تا يكى از آن در رحم نهند چنان‌كه سه حصهء شياف اندر رحم بود و يك حصهء [ آن ] برون باشد و تا سه روز نهاده دارد و [ از ] المى و وجعى كه لاحق شود خوف نكند كه روز سوّم آنچه در رحم است بالكل خواهد برآمد و مجرب است . ديگر : مرّمكّى ، جاوشير و خربق ، از هريك به زهرهء گاو برابر و شياف بسازند و بردارند .